محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

483

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

واژه‌شناسى الرائد : كسى كه براى يافتن محل مناسب اطراق ، جلوتر از قافله فرستاده مىشود . الكلأ : بهار . المعاطش : جايگاه‌هاى تشنگى . المجادب : مناطق خشكسالى . ساختار ادبى أنّ الذين : تأويل به مصدر مىرود و فاعل فعل محذوف قرار مىگيرد . رائدا : حال است . ما كنت : « ما » از نوع استفهاميه و مبتدا است . جمله بعد از آن نيز خبر است . كل جمله نيز جواب « لو » قرار مىگيرد . شرح و تفسير شريف رضى مىگويد كه گروهى از مردم بصره ، پيكى را نزد امام عليه السّلام فرستادند ، تا نظرش را درباره اصحاب جمل بدانند و شبهه از ذهنشان بيرون رود . امام عليه السّلام نيز برمبناى دانسته‌هاى خويش كه همگى حق بودند ، به آنها پاسخ داد . سپس ، امام عليه السّلام به پيك فرمود كه بيعت كن . وى پاسخ داد : من پيك گروهى از مردم هستم و تا زمانى كه به آنها بازنگشته و پاسخ را به آنها بازگردانم ، نمىتوان تصميم بگيرم . امام عليه السّلام در پاسخ به وى فرمود : ( أ رأيت لو أنّ الّذين وراءك بعثوك رائدا تبتغي لهم مساقط الغيث . . . ) آنان تو را فرستادند تا مكانى امن و حاصلخيز بيابى و آنان را به آن سمت رهنمايى كنى . تو نيز چنين مكانى را يافته‌اى و اكنون هدايت شده‌اى و آنها را به اين مكان رهنمايى